به نام خدا
شايد بسياري از ما ندانيم که در همين تهران زيبا و قشنگ و خيابانهاي دلگشا و فرح بخش در نقطه اي از آن پرورشگاهي وجود دارد که بيشتر از پنج هزار کودک بي سرپرست
بي پدر و مادر وجود دارد !! برخي از اين کودکان مولود گناه و عصيان مي باشند ،دو موجود گناهکار ، دو موجود خائن دانسته و ندانسته شالوده بدبختي اين کودکان را ريخته اند هنگامي که آفتاب غروب ميکند و تاريکي و ظلمت جهان را فرا مي گيرد کودکان از گردش و تفريح بازگشته در حالي که دستهاي کوچک خود را به گردن پدر و مادر مي افکنند به خواب خوش فرو مي روند.
ولي متأسفانه اين کودکان معصوم هنوز نتوانسته اند براي کلمه پدر و مادر مفهومي پيدا کنند. و چون از سرور طبيعي يعني مهر و محبت مادر محروم مانده اند . هميشه هاله اي از غم و غصه گرد صورتشان حلقه زده قيافه هاي اين کودکان آرام و سرد است ، سرها افتاده ، چهره هاي مغموم و قلبها مالامال از غم و اندوه مي باشد.!
اين کودکان زاييده بي عفتي هستند ؛ اين کودکان قربانيان شهوت پرستي پدران و مادران گناهکاري مي باشند ، بي جهت نيست که اين کودکان نام پدر و مادر را بر زبان نمي آورند چون پدر و مادر گناهکار شايستگي احراز مقام مقدس پدر و مادري را ندارند.!!
نه پدر نه مادر نه خواهر نه برادر نه خاله نه عمو نه دائی نه عمه هیچ کسی رو ندارند خودشون هم نمیدونن از چی به عمل اومدن
تا از نزديک نبينيد درک نميکنيد
هر کسی جای خدا بود
شاهد این روزگارو این زمین زار
دست کم معجزه ای میکرد
برای بچه های بیکس و بیمار
اگه کفره کلام من یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم منه کافر
صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن
به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن
اگه دیوار کجیها رفته بالا تا ثریا
دست معمار خدا بود خشت اول منو ما
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این میشد
خدا میرفت و یک مادر پرستار زمین میشد.
اگه کفره کلام من یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم منه کافر
صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن
به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن
کی میدونه اون کوچیکا گناهشون چی بوده؟