×ياور هميشه مومن×

...؟

به نام خدا

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام به همگي خوبيد؟

ببخشيد که دوباره اينورا پيدام شده، راستش يه سئوالي چند وقتيه افتاده تو سرم گفتم بيام از شماها بپرسم.

سئوال شايد سئوال چرتي باشه ولي شما اگه ميشه جواب بديد.

ببين فکر کن يه آدمي الان ميخواد بميره ، ( يه آدمي مثل خودت ) و اگه پول باشه نميميره حالا حاظري چقدر ، واقعاً چقدر از مالت رو بدي به اين آدم که از مرگ نجات پيدا کنه ؟

جون يه آدمه ها ،،،ديدي بعضي ها حاظر هستن جون خودشون رو بدن تا جون يکي ديگرو نجات بدن؟ حالا ما جون نميخوايم مالتون رو ميخوايم،بگو چقدر؟

واقعاً فکر کن ببين جون يه آدم يه چقدر ارزش داره ( با پول بسنجش) .

بازم ميگم به آدمهاي ديگه زياد فکر نکن بيشتر فکرت رو اين باشه که اين آدم يکيه مثل خود تو ، معلومم نيست که چقدر پول کمکش ميکنه ، همچي بستگي به ارزشي داره که تو براش ميزاي.

خوب منتظر جوابتون هستم.

موفق باشيد.

 خدانگهدار همگيتون.

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ :: پنجشنبه ٧ دی ،۱۳۸٥


دو تا چشم بينا

به نام خدا

http://i8.tinypic.com/25f0prn.jpg

سلام   خوبی؟ خوش اومدی

ببين : دوست داشتي دو تا چشم داشتي که باهاش هر وقت  اراده ميکردی ميتونستی  هر جايي رو ببيني؟

آره؟

حالا فکر کن برا نيم ساعت داري، به کجاها نگاه ميکردی ؟ احساساتي نشيا ، حقيقت رو بگو . درست همون چيزي که اول به ذهنت رسيد.

منتظر جوابت هستم

مواظب خودتون باشيد ، خدانگهدارتون .


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ :: چهارشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٥


ساده نه ساده لوح

 

 

به نام خدا

 

سلام به همگی دوستان

  

  

دختر ساده از همه جا بی خبر از محیط خانه بیرون میاد و آزادانه به گردش میره . خاطرش از هر پلیدی و زشتی پاکه ،و به هر چیزی از روی پاکی و صفا نگاه میکنه ، خلاصه با همین سادگی و نا پختگی ،  باب ارتباط و معاشرت را باز میکنه ، همه را راستگو میدونه و به قول و قرارها ایمان کامل داره ، و وعده هایی که با اشخاص میذاره در نظرش همانند وعده های آسمانی و ملکوتیه  و هر لحظه خودش رو به سعادت دروغی و ساختگی نزدیکتر میسازد و به راهنمایی های خیرخواهانش با نظر بدبینی نگاه میکنه روی همین حساب غلط و اندیشه های خام ، خود را با دست خود به نابودی میکشه

هفته ها و ماهها که گذشت ، گرمیها تبدیل به سردی میشه و ساختگی بودن خیلی از صحنه ها آشکار میشه و وقتی پی می برد که همه ظاهر سازی ها برای رسیدن به تمایلات سرکش بوده که کار از کار گذشته . حالا دو راه بیشتر نداره یا خود کشی کنه یا به زندگی ننگین تن بده .

 

چقدر خوب بود در مدارس دخترانه و پسرانه به همان اندازه که سعی میشد بر حجم معلومات دانش آموزان افزوده گردد ، اندکی از آن مقدار هم صرف یاد دادن واقعیات زندگی می شد ، تا در دوران تحصیل از مرحله حساس زندگی بر کنار نباشند و طرز تفکرات عمیق تر و پر ارزش تر میشد ، البته از نظر قوانین فرهنگی پیش بینی شده ولی متاسفانه در عملی کردن آنها کوتاهی شده در نتیجه دانش آموزان دارای همین افکار ساده و از مسائل                                                                زندگی و جامعه بدورند.

 

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ :: پنجشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٥


 

 

 به نام خدا

سلام به همگی امیدوارم که حالتون خوب باشه

قرار بود در مورد عکس العملها صحبت کنیم

اول چند تا از نظرها رو می خونیم

 narcissus20000

............... حاضر نيستم با چنين آدمي زندگي كنم و ترجيح مي دم اگه روزي از موضوع خيانتش با خبر بشم ازش جدا بشم.

در مورد این نظر : وقتی که همه تلاشم رو کرده باشم و بدونم که دیگه کاری ازم بر نمی یاد جدا میشم ، بعنوان آخرین راه قبولش دارم .

nobody

......... چرا نميگی اون مردا تو خونه از لحاظ جسمی و روانی ارضا نشدن . در هر حال همه مردا بيمار جنسی نيستند و نيمی از گناه هم بر گردن زنهاست.

در مورد این نظر :حرف منم همون حرفهای یاورمه که در قسمت نظرها گفته بودن ....... چون شما چیزی رو کم داری قرار نیست از هر راهی بدستش بیاری

( در مورد زنان گمراه حتماً بحثی به میان میارم)

نیلوفر

......... فکر نمی کنم کاری از دستم بربياد شاید بکشمش

پرنده آتش :

......... دو راه برای همسرهای اين گونه مردا وجود داره در صورت جدا نشدن البته ۱- بر اثر کمبود محبت و تامين نشدن دچار بيماری روانی ميشن که ابعاد بسيار گسترده ای داره در ۲- به اجتماع رو ميارن برای تامين کمبودهاشون در اين صورت ميشن شکار راحت الحلقومی برای مردای مشابه همسرشون .....

گروهی از شما خانوم ها تابع یکسری احساسات تند و حاد میشید و تصمیم می گیرید از چنین مرد منحرفی انتقام بگیرید، و در پی این انتقام پاکدامنی را خرد و ناچیز شمرده ، بی بند و باری و آزادی مطلق جانشین آن می گردد و به قول پرنده آتش میشه شکار راحت الحلقومی برای مردای مشابه همسرشون .

ولی این نوع عکس العملها علاوه بر اینکه دردی را درمان نمیکنه : بلکه بر تعداد بیماران روحی اضافه میکنه و در اثر اتخاذ این روش غلط علاوه بر اینکه کانون خانواده از هم متلاشی میشود زیانهای جبران ناپذیر معنوی عاید خود زن خواهد شد. ( پس از این روش استفاده نشه بهتره )

عده دیگر از زنان در چنین موقعیتی بدون اینکه در نظر بیاورند که شوهر منحرفشان گرفتار یک نوع بیماری روحی است، و هرگز نمی توان با داد و بیداد بیمار روحی را معالجه کرد ، شروع به بداخلاقی و بدرفتاری نموده ، می خواهند با عربده جویی و داد و بیداد از انحراف شوهر خود جلوگیری نمایند ، و حال آنکه این تندیها و عصبانیتها علاوه بر اینکه مشکلی را حل نمی کند ، در موارد بسیاری سبب می شود که مرد گمراه در برابر این نوع عکس العملها شدیداً ایستادگی کرده کم کم کار به مشاجره و کتک کاری و مرافعه و بلاخره به جاهای باریک و یا طلاق کشیده شود، و گاه اتفاق می افتد که مرد در برابر این تند خوییها فرار را بر قرار ترجیح داده و از خانه فراری شده در انحراف خود جسور تر و بی باکتر می گردد ، در حالی که همین زن با روش عقلانی تری می توانست همسر خود را از انحراف باز دارد.

حالا روش عقلانی از نظر من و خیلی های دیگه

نمیدونم این روش آخر مورد قبول چند درصد از زنهاست شاید کمتر از 10%

عده دیگری از زنان به فکر انتقام نیستند و تابع احساسات تند خود نشده، بلکه بر میزان مهر و محبت به همسر مجرم و گناهکار خود می افزایند تا زمینه بازگشت و توبه او را فراهم آورند ( یعنی شرمنده کردن طرف مقابل که تخصص خود منه و همیشه جواب مثبت داده ) چون مرد هر قدر هم سنگدل باشد وقتی این گذشت و فداکاری همسر خود را ببیند ، خواهی نخواهی بر محرومیت زن ، رحم اورده و بر انحراف و گمراهی خود اسف خورده از راه رفته پشیمان شده ، به کاشانه پر مهر و محبت همسر خود بازگشت خواهد کرد.

(همون چیزی که ما می خواستیم بهش برسیم )

همگی موفق باشید

خدانگهدارتون

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ :: شنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٥


مردمان گمراه

 

به نام خدا

 

سلام به همگی  

 

بدون تعارف و رودربایسی باید اعتراف کنیم  یکی از مشکلات زندگی اجتماعی ما امروزه گمراهی و انحراف بعضی از ما مرداست ، عده ای از مردها بعلت نادانی و یک سری کمبودها به عیاشی و هوسبازی عمر خودشون رو می گذرونن.

اینگونه مردها در هر شغل و مقامی که باشن با پولی که روزها بدست میارن شبها بدنبال عیش و عشرت رفته و جز اشباع تمایلاتی که در وجودشون هست به چیز دیگه ای فکر نمیکنن.

مشکل من :

عده زیادی از این مردان شبگرد کسانی هستند که دارای همسر و فرزند هستند.

حالا

 یکی از مشکلات اجتماع ما وضع ناراحت کننده زنان اینگونه مردان گمراه است که با این مورد برخورد خیلی نزدیکی داشتم.

بلاخره بعد از گذشت مدت زمانی همسران اینگونه مردها از ولگردی شوهران به ستوه آمده ، و در صدد برمی آیند که در برابر رفتار شوهرانشان عکس العملی نشان دهند .

عکس العملی که سرنوشت کانون خانواده در گرو نحوه و کیفیت اونه، بحثی که من دارم وسط میکشم راجع به همین عکس العملهاست .

 

می خوام بدونم اگه شما در چنین شرایطی قرار بگیرید چه واکنشی نشان میدید؟؟؟

 

این مشکل تا به امروز برای خیلی از خانواده ها اتفاق افتاده و از این به بعد هم خواهد افتاد. پس اگر روزی خدایی نکرده بخواد برای ما پیش بیاد ترسی نداریم چون با عکس العمل درست آشنایی پیدا کردیم.

 

حرفهاتون رو بزنید تا بحث ادامه پیدا کنه   

 

همگی موفق باشید خدانگهدارتون     

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ :: جمعه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٥


انجیر میخواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه

به نام خدا

 

 

 

 

سلام به همگی خوبید؟  

 

          این شعر از نوشته های مرحوم حسین پناهیه ، بخونید هر چی ازش فهمیدید بگید.

 

دیونه کیه ؟

عاقل کیه ؟

جونور کامل کیه ؟

 

گفتی : بیا زندگی خیلی زییباست ،

دویدم !

چشم فرستادی برام تا ببینم،

که دیدم !

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟

کنار این جوب روون نعناش چیه ؟

این همه راز ،

این همه رمز،

این همه سر و اسرار معماس؟

 

آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟

نه والله ؟

مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟

نه باالله ؟

 

پریشونت نبودم ؟

من حیرونت نبودم ؟

 

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه ،

اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه ،

گفتی : ببند چشمات وقت رفتنه !

انجیر میخواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه !

 

چشمای من آهن زنجیر شدن !

حلقه ای از حلقه ی زنجیر شدن

عمو زنجیر باف ! زنجیرت رو بنازم !

چشم من‌ انجیرت بنازم !

 

دیونه کیه؟

 عاقل کیه؟

 جونور کامل کیه ؟

 

                    خدانگهدار ههگیتون

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ :: چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥


راه کنترل

به نام خدا

 

سلام به همه دوستان

               

راه کنترل همانطور که پرند آتش و narcissus20000 اشاره کردند ،تعلیم درست دینه ولی بصورت مدرن و امروزی 

 

دلیل ؟؟؟

امروزه دستگاههای فساد اخلاقی روز به روز داره به تعدادشون افزوده میشه و هر لحظه برنامه هاشون جالب تر و گیراتر میشه ولی تعلیم دین هنوز بصورت سبکهای ساده و خشک گذشته داره انجام میشه که طالبی نداره و با این روش هرگز نمیشه مردم رو به شاهراه دینی دعوت کرد . دین اسلام هم باید با برنامه های جالب و به سبک امروزی انتشار بشه

و مطمئن باشید اگر چهره واقعی اسلام در معرض دید همه قرار بگیره ، بطور مسلم تحولات زیادی از نظر دین بوجود خواهد آمد ، چون تنها دینی که میتونه به خواسته های بشری ، از نظر فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جواب بده دینی نیست جز دین اسلام.پس در درجه اول باید سعی کرد واقعیات اسلام رو بطور حقیقی به مردم نشون داد. و شاید یکی از عوامل عقب ماندگی مسلمانان تحریفات نادرستی است که از طرف خود مسلمانان در اصول دینی اسلام بوجود آمده.

و تعلیم درست اسلام در ایران شاید اصلاً کار سختی نباشه البته اگر بزرگان بخوان !!!

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ :: جمعه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥


محروميت جنسی (ادامه موضوع قبل)

سلام به همگي اميدوارم حالتون خوب باشه

 

((خواهش ميکنم مطلب رو تا آخر بخونيد و بعد نظر بديد))

 

يه دوست قديمي برام نوشته: نميشه گفت تماماً اين دو نفر مقصر هستن من جامعه رو هم مقصر ميدونم که خيلي از آزادي ها رو از مردم صلب کرده و مردم هم براي رفع نياز به خيلي کارها به صورت پنهاني دست ميزنن و عاقبتش ميشه ايني که شما گفتي شايد اگه هر رابطه اي منع نميشد و بجاي اون کنترل ميشد وضع به اين صورت نبود.

 

در جواب شما من اينجور ميگم

جامعه هميشه مقصره(نه صد در صد) و شايد آزادي مد نظر ما(محروميتهاي جنسي)بصورت ظاهري از ما صلب شده و اگر کمي به اوضاع کنوني همين شهر خودمون تهران نگاه کنيم متوجه اين نکته ميشيم که امروزه چيزي که وجود خارجي ندارد همان محروميتهاي جنسيه ، بلکه آزادي امروزه اونقدر در ميان ما زياد شده که تمام درهاي فساد به روي هر کسي چه فقير چه غني بازه و هر کسي به اندازه جيبش از اين سفره بهره مند ميشه پس بي انصافيه اگر کسي بگويد درد بزرگ ما محروميت جنسيه حال هر کسي بنا به اختيار خودش يا از اين سفره استفاده ميکنه و يا بلعکس  و يک عده از اين استفاده کننده ها ميشن اون پدر و مادرهاي گناه کار.

ولي در مورد جمله آخرتون که گفتيد به جاي اينکه منع بشه کنترل بشه نميدونم چي بگم يعني نميدونم چه جوري ميشه کنترل کرد حتماً به اين سئوال جوب بديد تا شايد به نتيجه اي رسيديم.   

          همگي موفق و پيروز باشيد ...........

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ :: جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥


فرزندان گنـــاه

به نام خدا

 

         شايد بسياري از ما ندانيم که در همين تهران زيبا و قشنگ و خيابانهاي دلگشا و فرح بخش در نقطه اي از آن پرورشگاهي وجود دارد که بيشتر از پنج هزار کودک بي سرپرست

بي پدر و مادر وجود دارد !! برخي از اين کودکان مولود گناه و عصيان مي باشند ،دو موجود گناهکار ، دو موجود خائن دانسته و ندانسته شالوده بدبختي اين کودکان را ريخته اند هنگامي که آفتاب غروب ميکند و تاريکي و ظلمت جهان را فرا مي گيرد کودکان از گردش و تفريح بازگشته در حالي که دستهاي کوچک خود را به گردن پدر و مادر مي افکنند به خواب خوش فرو مي روند.

ولي متأسفانه اين کودکان معصوم هنوز نتوانسته اند براي کلمه پدر و مادر مفهومي پيدا کنند. و چون از سرور طبيعي يعني مهر و محبت مادر محروم مانده اند . هميشه هاله اي از غم و غصه گرد صورتشان حلقه زده قيافه هاي اين کودکان آرام و سرد است ، سرها افتاده ، چهره هاي مغموم و قلبها مالامال از غم و اندوه مي باشد.!

اين کودکان زاييده بي عفتي هستند ؛ اين کودکان قربانيان شهوت پرستي پدران و مادران گناهکاري مي باشند ، بي جهت نيست که اين کودکان نام پدر و مادر را بر زبان نمي آورند چون پدر و مادر گناهکار شايستگي احراز مقام مقدس پدر و مادري را ندارند.!!

 

نه پدر نه مادر نه خواهر نه برادر نه خاله نه عمو نه دائی نه عمه هیچ کسی رو ندارند خودشون هم نمیدونن از چی به عمل اومدن

تا از نزديک نبينيد درک نميکنيد

 

هر کسی جای خدا بود

شاهد این روزگارو این زمین زار

دست کم معجزه ای میکرد

برای بچه های بیکس و بیمار

اگه کفره کلام من یکی حرفی بگه بهتر

وگرنه بازی واژه نمی بازم منه کافر

صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن

به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن

اگه دیوار کجیها رفته بالا تا ثریا

دست معمار خدا بود خشت اول منو ما

چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این میشد

خدا میرفت و یک مادر پرستار زمین میشد.

اگه کفره کلام من یکی حرفی بگه بهتر

وگرنه بازی واژه نمی بازم منه کافر

صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن

به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن

 

کی میدونه اون کوچیکا گناهشون چی بوده؟

 

 

 


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ :: جمعه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥


.

به نـام خـدا

 

سلام به شما دوستان واقعاً عزيز که بعد از گذشت اين همه مدت هنوز ياور هميشه مومن در خاطرتون هست و با اولين خبر به اينجا اومديد.

فقط به دو دليله که مينويسم اول براي ياورم و دوم براي اين که خودمو جا کنم بين شما آدم حسابيها که تا به امروز خيلي چيزا ازتون ياد گرفتمو در تلاشم که باز هم ياد بگيرم

زياده گوئي نکنم بهتره ، از فردا به بعد شروع ميکنم مثل سالهای گذشته به چرت و پرت گوئي

 

(( راستي دوستاني که قبلاً به من لينک دادن و يا الان ميخوان تبادل لينک کنن  حتماً بهم اطلاع بدن تا من هم تلافي کنم))  

 

خدمت سراب عشق هم عرض کنم که چَشم حتماً تا جايي که ازم بر بياد خواستهاتون رو اجراء ميکنم.

خدا شما را حفظ کند خدا مرا حفظ کند.


نویسنده : شاید من شاید یاورم ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥